تبليغاتX
زنگ تفریح

زنگ تفریح

هرچی تو خواب میدیدی اینجا پیدا میشه

به دليل استقبال بيش از حد دوستان از لطيفه دوباره بعد از سالها با لطيفه آپ می کنم... کفو برو تو کاررررررررش...!!

 

بسيجيه ميره لاس وگاس، زنگ ميزنه به خانمش ميگه : فکر کنم شهيد شدم ؟! خانمش ميگه چرا؟ ميگه : آخه اينجا بهشته!!

 

مرده به تاكسي ميگه آقا چند ميگيري منو برسوني به راه آهن؟ راننده ميگه 1000 تومن مرده ميپرسه واسه چمدونام چند ميگيري؟راننده ميگه هيچي. مرده ميگه پس چمدونام رو ببر من هم اومدم!!

 

از يکی مي پرسن قوي ترين حيوون كيه؟ميگه مورچه؟ميگن واسه چي مورچه؟مي گه يك روز يه مورچه رفت تو پريز برق اومدم با ميخ درش بيارم يه لگدي به من زذ كه 6 متر پرت شدم عقب!!

 

سه تا دزد مشغول دزدي بودن که صاحب خانه رسيد. هرکدام داخل يه گوني قايم ميشن صاحب خانه يه لگد ميزنه به گوني اول، صداي نون خشک ميده به دومی ميزنه صداي گردو در مياره ه سومي ميزنه،صدايي نمياد. يه بار ديگه ميزنه. يارو شاکي ميشه مياد بيرون ميگه: عمو، آرده، آرد صدا نداره!!

 

يه روز يه يارو ميره خونه رفيقش.وقتی ميخواد بلند بشه بره رفيقش ميگه: حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. يارو ميگه: باشه . نهار رو ميخوره بلند ميشه که بره رفيقش ميگه: آخه با معده پر کجا ميری ؟ يه چرت بزن بعد برو. يارو ميگه: باشه .يه چرت ميزنه بعد بلند ميشه که بره رفيقش ميگه: بشين يه دست تخته بزنيم بعد برو. ميگه: باشه. يه دست تخته ميزنه بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه: الان که شب شده شام رو بخور بعد برو. يارو ميگه: باشه. شام رو ميخوره بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه: اين موقع شب کجا ميخوای بری ؟ بخواب صبح برو. يارو ميگه: باشه. ميخوابد صبح بلند ميشه بره رفيقش ميگه: صبحانه چی؟ يارو ميگه: نه ديگه مرسی زن و بچه تو ماشين منتظرند!!

 

يه رشتيه و آبادانيه رو داشتن اعدام ميگردن رشتيه مثل بيد ميلرزيد، آبادانيه با خونسرديه تمام نگاهی کرد به رشتيه و گفت: کا مگه بار اولته!

 

ترکه 6 ماهه دنيا مياد ميگن : چه جوري 6 ماهه به دنيا اومدي ؟ ميگه : 3 ماه بسيج داشتم!!

 

يه روز يه بچه ترکه يه نقاشی می کشه. نقاشی رو ميره به باباش نشون می ده می گه بابا نقاشيم قشنگه؟ باباهه که هيچی نفهميده بوده ميگه آره عزيزم! حالا چی کشيدی؟ بچهه می گه يه گاوه که داره علف می خوره! باباهه ميگه پس علفش کو؟ بچهه می گه گاوه علفهاشو خورده! باباهه می گه اه! پس گاوش کو؟ ميگه علفها رو خورد رفت!!!

 

دكتر از ديوانه پرسيد: تو رو براي چي به تيمارستان آوردند؟ ديوانه گفت: بدون هيچ دليلي، فقط به خاطر اينكه من معتقدم جوراب نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست. دكتر گفت: اين كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب نخي بهتر از جوراب نايلون هست. ديوانه گفت: چه جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس سفيد مي‏خوريد يا با سس گوجه فرنگي؟

 

به غضنفر ميگه: آخه مرد چرا كولر نمی خری غضنفر ميگه : به درد نمی خوره اونهايي هم كه خريدند گذاشتن پشت بوم!!

 

دوتا غضنفر تصميم ميگيرن فارسی صحبت کنن اولی ميگه پاشو دومی می گه نميپاشم اولی جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمی شوم!

 

هواپيما داشت سقوط می کرد همه داشتن جيغ ميزدن و دعا می کردن  به جز يه ترکه ! ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟ ميگه : ماله بابام که نيست بذار سقوط کنه

 

تبريک عيد فطر از تلويزيون استانها :

 

اصفهان:متاسفانه به دليل رويت ماه ... ديگر روزه نگيريد ( بايد غذا بخوريد ... )

تبريز : امروز صبح ساعت 11:30 ماه رويت شد ... افطار کنيد.

قزوين : نماز پرشکوه عيد فطر فردا صبح به جماعت خوانده ميشود (رکوع و ... )

تهران : طبق آخرين اخبار فردا يکی از ماههای عربی تمام ميشود ...  ( کی روزه ميگيره ؟ )

 

خداحافظي آدمهاي فضايي از انوشه انصاري:$%$#%^&@ ترجمش:حي خانوم کجا؟ کجا؟

 

يه روز آشغالي مياد دم درخونه ترکه ميگه آقا آشغال داريد؟ ترکه داد ميزنه تو خونه خانم آشگال داريم؟ زنش ميگه آره آره داريم....!!!! ترکه ميگه آره داريم، نميخايم!!

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 10:23 بعد از ظهر  توسط آذر  | 

لطیفه

تهرانيه ميره خواستگاري، پدر دختره ميپرسه: خونه داري؟ ميگه: نه! ماشين داري؟ نه! كار داري؟ نه! پدر دختره شاكي مي‌گه: پس چي داري كه اومدي خواستگاري؟ تهرونيه ميگه: پشت مو رو حال مي‌كني؟

 

روباه میره زیر درخت به کلاغه میگه به به چه سری چه دمی ...کلاغه میگه زر نزن من خودم دوم دبستانم!!

 

غضنفر رو مي گيرن مي برن کلانتري مي گه:منو واسه چي اورديد اينجا؟مي گن: واسه عرق خوري مي گه ايول پس تا کسي نيومده بريز بخوريم!!

 

 

 غضنفر رفت مشهد حاجت بگيره . نشست تو حرم گريه و زاري و نذر و نياز و التماس که يا امام رضا يه کاري کن اين الگانس و من برنده بشم چند وقت اونجا نشست و گريه و زاري کرد . بعد يه شب امام رضا اومد به خوابش و گفت : بابا ، اول برو تو بانک يه حساب واکن بعد بيا...!!!!

 

 

 به غضنفر مي گن مي دوني چرا روي خيابون ولي عصر اين اسمو گذاشتن ؟ مي گه:چون صبح و ظهر هيچ خبري نيست ولي عصر بيا ببين چه خبر!!!!

 

روش دفع انگل 30روز تمام فقط شير کاکائو و کيک مي خوريد روز 31فقط کيک مي خوريد در اين صورت كرم مياد بيرون و ميگه شير کاکائوش كو؟!!!!!

 

غضنفر نوشابه گاز دار میخوره دچار گاز گرفتگی میشه میمیره!

 

به غضنفر میگن : تو مسابقات به چه مقامی فکر می کردی ؟ میگه به مقام معظم رهبری!!

 

به غضنفر میگن تو با چه ارزی از مملکت خارج میشی میگه با عرض معذرت..!!

 

غضنفر مي ره كلانتري مي گه : قربان زنم گم شده !

افسره مي گه : مشخصاتش رو بگو .

غضنفر مي گه : يعني چي ؟

افسره مي گه : مثلا زن من 60 كيلو وزن داره قد بلنده موهاش طلائي

غضنفر مي گه : زن من رو ولش كن . بريم زن تو رو پيدا كنيم !!

 

غضنفر می خواسته آتش نشان بشه بهش میگن خوب حالا اگه جنگل آتیش گرفت و آب نداشتیم چی کار می کنیم  میگه:تیمم می کنیم!!

 

آبادانيه مياد تهران سوار اتوبوس ميشه، بليط اتوبوسراني آبادان رو ميده دست راننده يارو ميگه: داداش اين بليط مال اينجا نيست.

آبادانيه ميگه: ولک روشو خوب توجه نکردي، نوشته آبادان و حومه!!!

 

یه بار یارویی میره بقالی میگه آقا سیگار داری مغازه دار میگه نه...

میره مغازه بعدی میگه شما چه طور؟؟!!

 

سابقه بربري خوردن بوده و قرار بوده هركي 100 تا بربري بخوره بهش 1000000000 دلار بدن خلاصه ركورد به 65 تا بربري ميرسه و نوبت به يه غضنفر ميرسه ! ميگه من برم پشت اون پرده و برگردم، بعدشم مياد و 100 تا بربري ميخوره !!! جايزشو ميدن و ميپرسن حالا بگو پشت اون پرده چكار كردي؟؟ ميگه : هيچي بابا رفتم تمرين كنم ببينم ميتونم 100 تا بربري بخورم يا نه؟؟!!!!!

 

يه روز غضنفر ميره نماز جماعت . جو ميگيرتش موج مکزيکي مياد.!!

 

غضنفر خودش رو مي‌زده به سپرهاي ماشين مي گن چه کار ميکني مي‌گه ميخوام اوقاتم رو سپري کنم..!

 

غضنفر سکه ميندازه صندوق صدقات سوارش ميشه...!!!

 

غضنفر میره جبهه فرداش بر میگرده میگن چرا برگشتی؟ میگه پدر سوخته ها به قصد کشت تفنگ بازی میکردن!

 

ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش!

 

از خوش‌غيرت مي‌پرسن: پارسال روز زن چه كادويي به زنت دادي؟ ميگه: بردمش كيش. ميگن: اي ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چيكار مي‌كني؟ ميگه: ميرم ميارمش

 

غضنفر مي خواسته هواپيما دزدي کنه. ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نمي رم. غضنفر ميگه خب برو دبي. يارو ميگه نميرم. غضنفر می گه بابا حد اقل بده يه بوق بزنيم.

 

غضنفر داشته تو يه خيابون يه طرفه رانندگي مي کرده که پليس جلوش رو مي گيره و مي گه آقا کجا؟ غضنفر میگه: والله داشتيم مي رفتيم مهموني اما مثل اينکه ديگه مهموني تموم شده!

 

از غضنفر مي پرسن يه موجود نام ببر... مي گه يخ. مي گن يخ كه موجود نيست. مي گه هست، چون همه جا نوشته يخ موجود است!

 

چه اصفهاني از باباش سوال مي كنه بابا چرا ما هم مثل مردم با كشتي سفر نمي كنيم؟ باباش ميگه خفه شو شناتو بكن!

 

تهرونيه داشته واسه آبادانيه خالي مي بسته مي گه: من يه سگ دارم وقتي مياد خونه در مي زنه. آبادانيه مي گه: ولك مگه سگت كليد نداره؟

 

غضنفر کیس کامپیوترش رو میبره تعمیرگاه می گه آقا اینو برای ما تعمیر کن. مرده می گه: چه مشکلی داره؟ میگه: والا نمی دونم چرا چند روزه جا لیوانیش بیرون نمیاد!

 

از اصفهانيه مي پرسن شيرين تر از عسل چي خوردي؟ مي گه ترشي مجاني

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 3:28 بعد از ظهر  توسط آذر  | 

ترکه زنگ میزنه 110 میگه کمکم کنید فرمون و قفل فرمون و کلاج  و گاز ماشینمو دزدیدن پلیسه میگه ترکی میگه آره  میگه برو بشین صندلی جلو

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:51 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

ترکه داره ماهیگیری میکنه یکی میاد میگه آقا چیکار میکنی چرا داری ماهی میگیری؟ میگه تابلو ماهیگیری ممنوع که نزدین . میگه نزدیم که نزدیم آقا از روی آکواریوم بیا پایین
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:50 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

 به ترکه میگن با ستیز جمله بساز میگه:

The mobile SET IS off

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

تركه مي ره دكتر مي گه آقاي دكتر هيچ كس چرا منو تحويل نمي گيره ؟دكتره مي گه: نفر بعد...
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:48 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

اصفهانیه میره مسابقه رالی تو راه مسافر میزنه
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:48 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

يه روز يه تركه زنش 2 بچه مياره برايه اينكه از شر يكي از بچه هاش خلاص بشه يكي رو لايه ميكنه
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:47 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

به تركه ميگن به نظر شما سيو همان سيب است؟ ميگه نه بابا، من چندتاش رو خوردم، صابونه!
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

ترکه قاضی میشه بهش میگن حکم کن میگه پیک
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

يه تركه ميره در يخچال رو باز مي‌كنه مي‌بينه ژله توي يخچال داره مي‌لرزه. ميگه نترس اومدم آب بخورم!

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

يه روز يه تركه میشینه تو سمند صدای زنه میاد که:"درب خودرو باز میباشد" ترکه میگه درو ولش کن عزیزم خودت کجایی؟

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

از ترکه میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین و ژاپن هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟ ترکه میگه: ایلده چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی!

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

مامانه برا بچش لالايي مي خونده يه نيم ساعتي كه مي گذره بچهه ميگه خوب ديگه مامان خفه شو مي خوام بخوابم!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

تركه جلوی پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: جلوی پمپ بنزین سيگار نكش. ميگه: هه هه! من جلوي بابام هم سيگار ميكشم!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط شهاب  | 

تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره کلی میترسه و با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بنده من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كله ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط شهاب  |